طنز راجع به دخترو پسرا

بیا حالشو ببر

دختر:مامان من زن این مردنمیشم!

مادر:چرادخترم؟مگه این مرد چه ایرادی داره؟

دختر:اون به جهنم اعتقاد نداره مامان!

مادر:توبااون ازدواج کن،من کاری میکنم که جهنم رو از نزدیک ببینه!!

**********************************************************

نان و دوغ چیشت؟سوپی سفید رنگ محلی،که از لحاظ کالری بسیار فقیر بوده و صرفا

جهت سرکار گذاشتن معده به کارمیرود..

***********************************************************

اون دنیا خدانمیپرسه مدل ماشینت چیه؟؟میپرسه چندتا پیاده رو سوار کردی.

قابل توجه دخترخانمهایی که نمیدونن نیت پسرها خیرهـ

************************************************************

کدوم گوری هستی چیست؟

پرسش محبت آمیز مادر هنگامی که تادیروقت بیرون هستی

************************************************************

زندگی رویاست،زندگی خاطره ست،زندگی آرزوئه،زندگی شادیه،زندگی...!

یکی به من بگه چرازندگی جعفر نیست،چرابهرام نیست؟چرا فرشاد نیست؟

بخند بابا....

************************************************************

زن:عزیزم،نمیتونی حدس بزنی برای جشن تولدت چه چیز جالبی خریدم!!!

مرد:خیلی ممنون!!خب بگو ببینم چی برام خریدی؟!

زن:صبرکن ،الان میرم میپوشم میام!!...

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 9:19 توسط سمی جیگر|

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش


پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش

وقـــت آن اســــت بــــرای پســرت



ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت


مــاده ای خـــوشگـل و زیـبا گیری

تـــو کــه هر روز به صحرا میری

وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم

ورنـــه از بـــی زنـــی بــیمار شوم

.

پـــدرش گــفــت کــه ای کـره خَرَم

ای عــزیـــز دل بـــابــــا ، پــســرم

تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی

نـــه طــویـــلــه ، نه جُلی نه کاهی

تـــو کـــه جــز خـوردن مال پدرت

پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت

هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تو را

یک جو از عقل به سر نیست تو را

به چه جرأت تو زمـن زن طـلــبی

بـــاورم نـیــست کـــه ایـنقدر جَلبَی

بـــایـــد اول تـــو بــگـیـری کاری

بــهـــر مــــردم بــبـــری تــو باری

بعـد از آن یک دو تا پالان بخـری

بـهــر آن کُــرّه خـــوشگـــل بـبـری

یک طــویــلـه بکنی رهن و اجار

تــا کــه راضــی شــود از تو آن یار

بـعــد بـایــد بـخری رخت عروس

بـهـر آن مـاده خــر خـوب و ملوس

جُـــلـی از جــنـــس کــتـــان اعلا

روی جُـــل نـقــش و نـگـاری زیـبـا

بــعـــد بـــایـــد بـــکـــنی گلکاری

بــهــر مــاشـیـن عروس یـک گاری

وقــتی ایـــنـهــا بـــشـــود آمــاده

بــعـــد از ایـــن زنـــدگــیـــّت آغـازه

می بــری مـــاده خــرت را حجله

بــا تـــأنــی نَـکــه بـــا ایـــن عـجـله

بــشـنــو ایــن پــنــد زبابای خرت

پــــــدر بـــــا ادب و بــــا هــــنـــرت

تــا کـــه اســبــاب مــهــیــا نشود

موسم عــقــد تــو بــر پا نشود

پــس از امــروز بــرو بر سرکار

تــا نـــهـــنـــد آدمـــیـــان پــشتت بار

نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 16:37 توسط سمی جیگر|

سپاس و ستایش دانشگاه آزاد راکه ترکش موجب بی مدرکی است

 و به کلاس اندرش مزید دربه دری،

هرترمی که اغاز می شود موجب پرداخت زر است و

چون به پایان می رسد مایه ی ضرر،پس در هر سالی

دوترم است وبر هرترمی شهریه ای واجب:

از جیب و جان که بر آید

کز عهده خرجش به درآید

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 22:9 توسط سمی جیگر|

من و تو

من میگم من رو شکستن

در دانشگاهو بستن

تو میگی کنکوریا هم

همشون خسته ی خستن

من میگم آخه پولم کو

تا بدم دانشگاه آزاد

تو میگی بابات بزرگه

میده اون پولای مازاد

واسه رفتن به دانشگاه

می زنیم هزار تا ملق

یکی مون یه فرد باهوش

یکی مون یه خنگ مطلق

من میگم کنکور یه درده

واسه ی تو واسه ی من

تو میگی کنکور همینه

تا بشیم باهم یه دشمن

من میگم حالا بسوزم

یا که باکنکور بسازم

تو میگی فرقی نداره

از کنکور یه غول میسازم

من میگم کنکور و باختی

دولتی رفته نمیاد

تو میگی قصه همین بود

آرزو ها رفته برباد

من میگم خدا بزرگه

راه رو پیشمون میزاره

تو میگی قسمت همینه

راضیم به هر چی داده

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 11:18 توسط سمی جیگر|

ملـــــــاقه و ملــــــاج!

شنیدم زنـــــــی با ملاقه شبی بزد بر سر شـــوهـر خویشتن

سپس مرد هم بر ملاج زنش بزد ضربه و داشت دستی بزن

برفتند روز دگــر دادگــــــاه پس از آن کتک کاری تن به تن

شنیدم میــــانجی در آن دادگـــاه برآشفت و بگشود چاک دهان

که سازنده آن ملاقه کجاست؟ از او باید امروز شاکی شدن

اگر او نمیساخت این چیز را نمیخورد برفرق این مردو زن

نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 20:46 توسط سمی جیگر|


آخرين مطالب
» بخندیم.............
» شعر طنز جالب و خنده دار زن گرفتن کره خر
» در ثنای دانشگاه
» زبان حال کنکوریها
» ملاقه و ملاج!
» غم
» طنز
» اگر پسری بر ضد دخترا حرف زد بدونین که....
» شعر طنز
» عشق از زبان بچه 4 تا 8 ساله

Design By : RoozGozar.com